تبليغاتX
دوستان

دوستان

Friends are born, not made

بيم و اميد

همینطوری محض تنوع‌‌ !!!

دهدشت - نوروز 88 برای یه کشاورز رعد و برق باعث بوجود آمدن 2 حس میشه اول حس ترس ! ، ترس از صدای بلند .. ترس از صاعقه و ضرر محصولات و در واقع همون حس طبیعی که همه ما در هنگام رعد و برق داریم... اما از طرفی باعث امیدواریه!! امید به بارش باران... امید به محصول خوب و در واقع امید به زندگی....

نوع دوربین :   Canon
مدل دوربین :   Canon PowerShot A540
نوع لنز :   Canon
دیافراگم :   F8
سنسور :   6 MP
شاتر :   15 ثانیه
ایزو :   80

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 4:39 بعد از ظهر  توسط شباب  | 

شعری از مولانا

 

آرامگاه مولانا

 

بي همگان به سر شود بي‌تو به سر نمي‌شود            داغ تو دارد اين دلم جاي دگر نمي‌شود

ديده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو                     گوش طرب به دست تو بي‌تو به سر نمي‌شود

جان ز تو جوش مي‌کند دل ز تو نوش مي‌کند               عقل خروش مي‌کند بي‌تو به سر نمي‌شود

خمر من و خمار من باغ من و بهار من                        خواب من و قرار من بي‌تو به سر نمي‌شود

جاه و جلال من تويي ملکت و مال من تويي                 آب زلال من تويي بي‌تو به سر نمي‌شود

گاه سوي وفا روي گاه سوي جفا روي                         آن مني کجا روي بي‌تو به سر نمي‌شود

دل بنهند برکني توبه کنند بشکني                            اين همه خود تو مي‌کني بي‌تو به سر نمي‌شود

بي تو اگر به سر شدي زير جهان زبر شدي                  باغ ارم سقر شدي بي‌تو به سر نمي‌شود

گر تو سري قدم شوم ور تو کفي علم شوم                 ور بروي عدم شوم بي‌تو به سر نمي‌شود

خواب مرا ببسته‌اي نقش مرا بشسته‌اي                    وز همه‌ام گسسته‌اي بي‌تو به سر نمي‌شود

گر تو نباشي يار من گشت خراب کار من                    مونس و غمگسار من بي‌تو به سر نمي‌شود

بي تو نه زندگي خوشم بي‌تو نه مردگي خوشم          سر ز غم تو چون کشم بي‌تو به سر نمي‌شود

هر چه بگويم اي سند نيست جدا ز نيک و بد              هم تو بگو به لطف خود بي‌تو به سر نمي‌شود

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 1:50 قبل از ظهر  توسط شباب  | 

کلاس نیمرو پزی!!!

با سلام

ایندفعه که تنها بودی و احساس گرسنگی کردی میتونی تخم مرغ رو یه طور متفاوت درست کنی. یه کاسه بردار تخم مرغ رو بنداز توش، تو کابینت بگرد شوید خشک رو پیدا کن بریز رو تخم مرغ یه کم نمک هم اضافه کن با یه چنگال انقدر به هم بزن تا کف کنی... نه انقدر که یه خورده کف کنه و یه دست بشه ..... مایتابه رو یه خورده بزرگ تر انتخاب کن بقیش هم که دیگه طرف فلج مغزی هم باشه بلده!!! اصلا نیازی نیست که بعدش مایتابه رو بشوری

همین طوری ادامه بدیم تبدیل به وبلاگ رسمی برنامه خانواده میشیم البته قسمت تنبل خونه!!!

پیشنهاد سوژه:

بالاخره هر کی یه غذای ساده و سریع بلده .. سوژه بدی نیست.

تکنیک های واحد گیری در دانشگاه!

چی کار کنیم یه رایت دی وی دی موفق داشته باشیم

و الخ

 

توضیحات

۱- قبلش حواست به نون باشه اگه نبود تو فریزر رو خوب بگرد!

۲- شوید رو از بو کردن هم میتونی تشخیص بدی! زیاد سخت نگیر فوقش با پونه میخوری!!

۳-اگه کبریت پیدا نکردی میتونی از شعله فندک آبگرمکن استفاده کنی!!

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 0:16 قبل از ظهر  توسط شباب  | 

سوژه!!!

سلام

چیه چرا میزنید؟ سلام کردم دیگه!!!

سه شنبه نوزدهم شهریور 1387

این تاریخ مربوط به پست قبلیه منه! در اینجا فصل پاییز بطور کل skip شد!! از این به بعد سعی میکنم تو هر فصل حداقل یه مطلب بدم!!! دقت کنید در صورت عملی شدن این حرف پیشرفت بزرگی در نظم  پستام رخ میده!! با این حساب من میتونم قول بدم در طی 20 سال حداقل هشتاد تا مطلب بفرستم که با توجه با این حجم مطالب باید برنامه ریزی کنیم تا با کمبود فضا مواجه نشیم.

گذشته از این حرف ها من تصمیم گرفتم که یه قانونی برای وبلاگ بذارم اونم اینه که هر کس مطلب میده ،لطف میکنه و برای نفر بعدی حداقل 2 تا سوژه پیشنهاد میده البته نفر بعدی میتونه از این سوژه ها استفاده نکنه ولی بهر حال بعد از مطلب باید پیشنهاد بده به این ترتیب کسی دیگه این بهانه رو نمیاره که سوژه نیست!!! این طرح مشت محکمیست بر دهان "بهانه جو" صفتانی که با شعار نبودن سوژه شانه از تعهدات خویش خالی خالی میکنند و با پایمال کردن حقوق انسان هایی که (تازه قبلا این انسان ها کودک بودن) به امید مطلب تازه از قوت خود بخاطر دسترسی به اینترنت میکاهند!!!!!! 

با این توضیحات و با توجه به غیبت اعضا طرح با اکثریت قاطع به تصویب رسید!!! متخلفان تحت تعقیب خواهند بود!!!

توضیحات:

1-این طرح از پست بعد آغاز میشود.

2- مرد حسابی ببین این پست واسه چند روز پیشه!! خجالت بکش!!

3- ندارد

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 11:0 بعد از ظهر  توسط شباب  | 

هنر کر بودن

هنر کر بودن

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تای آن ها به داخل گودال عمیقی افتادند. بقیه جمع شدند و وقتی دیدند گودال عمیق است، به آن دو گفتند که راهی برای نجات شما نیست وبزودی خواهید مرد.

آن دو این حرف را نادیده گرفتند و و با تمام توانشان سعی کردند از گودال بیرون بیایند. ولی بقیه مرتباً به آن ها می گفتند که دست از تلاش بردارید چون بزودی خواهید مرد.

بالاخره یکی از آن دو گفته های بقیه را پذیرفت و از بین راه پرت شد و مرد.

دیگران با فریاد  به قورباغه دوم می گفتند که دست از تلاش بردار، چون تو هم پرت خواهی شد.

اما، او همچنان به تلاش خود ادامه داد تا از گودال بیرون آمد. وقتی بقیه او را احاطه کردند تازه دریافتند که او ناشنواست.

او در تمام مدت فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 2:44 قبل از ظهر  توسط شباب  | 

متن کتیبه کوروش کبیر

متن کتیبه کوروش کبیر

 
کوروش دوم، معروف به کوروش بزرگ یا کوروش کبیر (۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد) نخستین شاه ایران و بنیان‌گذار دورهٔ شاهنشاهی ایرانیان می‌‌باشد.

وی به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شده‌است..واژه کوروش یعنی "خورشیدوار". کور یعنی "خورشید" و وش یعنی "مانند".

 

 متن کتیبه کوروش کبیر:

 

 اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه را به سرگذاشته ام اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد دین و آئین و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من دین و آئین و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند.

من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد.

من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت وبه او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.

من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.

من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغل را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند.

من اعلام می کنم که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و بر عکس به کل ممنوع است و اگر یک فرد از خانواده یا طایفه ای مرتکب تقصیر می شود فقط مقصر باید مجازات گردد نه دیگران.

من تا روزی که به یاری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد.

از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک اربعه بر عهده گرفته ام موفق گرداند.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 1:22 قبل از ظهر  توسط شباب  | 

هدیه

سلام

اینم یه هدیه برای تمام دوستان امیدوارم خوشتون بیاد...

دیافراگم :   F8
سنسور :   6 MP
شاتر :   ۲ ثانیه
ایزو :   80

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 2:55 قبل از ظهر  توسط شباب  | 

Iran traditionele muziek booming

Iran traditionele muziek booming

TEHRAN (FNA)- Traditional Persian music continues to attract large audiences in Iran, as master craftsmen continue to make traditional instruments by hand, helping to preserve this important part of Persian culture. TEHRAN (FNA) - De traditionele Perzische muziek blijft trekken doorgaans een breed publiek in Iran, als meestersopleidingen blijven als het gaat om traditionele instrumenten met de hand, bijdragen tot het behoud van dit belangrijke onderdeel van de Perzische cultuur.



Iranian traditional music has a long history, dating back thousands of years, and is closely linked to Iran's world-famous literature and poetry. Iraanse klassieke muziek heeft een lange geschiedenis, die teruggaat duizenden jaren, en is nauw verbonden met Iran de wereldberoemde literatuur en poëzie.

Iranian music with its unique instruments is usually performed by small bands which typically consist of the lead singer, and one or two accompanying musicians playing melodic instruments. Iraanse muziek met zijn unieke instrumenten wordt meestal uitgevoerd door kleine bands die het algemeen bestaan van de zanger, en een of twee begeleidende musici spelen melodische instrumenten.

Traditional instruments include the Persian lute (Tar), cittern (Setar), Iranian traditional flute (Ney) as well as a traditional rhythmic instrument, such as the Dombak (a single drum and chief percussion instrument of Persian classical music), or Daf (Iranian ancient frame drum). Traditionele instrumenten omvatten de Perzische luit (Tar), cister (SETAR), Iraanse traditionele fluit (Ney), alsmede een ritmische traditionele instrument, zoals de Dombak (een trommel en chief percussie-instrument van de Perzische klassieke muziek), of Daf ( Iraanse oude frame drum).

Mohsen, an Iranian musical instruments seller and music lover, says the music of Iranian traditional instruments is unique. Mohsen, een Iraanse muziekinstrumenten verkoper en muziekliefhebber, zegt de muziek van Iraanse traditionele instrumenten is uniek.

Keyvan Saket is a well-known teacher of the cittern and lute. Keyvan Saket is een bekende leraar van de cister en luit. He says that western music has reached to its limits in producing new masterpieces and now music from Iran and other oriental countries can fill the gap. Hij zegt dat de westerse muziek heeft bereikt om haar grenzen in de productie van nieuwe meesterwerken, en nu muziek uit Iran en andere oosterse landen kan de kloof te dichten.

He says Iranian artists can deeply express all their feelings and emotions when they play and he says that this expression can not be easily achieved by western music. Hij zegt Iraanse kunstenaars kunnen diep uitdrukkelijke al hun gevoelens en emoties toen ze spelen en hij zegt dat deze uitdrukking niet gemakkelijk worden bereikt door de westerse muziek.

Among Iran's traditional musical instruments, the Persian lute and cittern are most popular. Onder de Iraanse traditionele muziekinstrumenten, de Perzische luit en cister zijn het populairst.

The Persian lute (Tar) is a fretted lute with six strings and has a long neck and a double bellied sound box, over which is stretched a thin lamb skin membrane. De Perzische luit (Tar) is een fretted luit met zes snaren en heeft een lange nek en een dubbele bellied geluid box, waarover veel is een dunne huid van lammeren membraan.

The long fingerboard has twenty-two to twenty-eight adjustable gut frets (adjustable ridges). De lange fingerboard heeft tweeëntwintig-achtentwintig verstelbare gut frets (instelbare kammen).

Persian Lute's range is about two and a half octaves, and the instrument is played with a plectrum (similar to a guitar plucker). Perzisch Luit het bereik is ongeveer twee en een half octaven, en het instrument wordt bespeeld met een plectrum (vergelijkbaar met een gitaar plucker).

The Persian cittern (Setar) is a four stringed lute. De Perzische cister (SETAR) is een vier stringed luit. Its fingerboard has twenty-five or twenty-six adjustable gut frets. Haar fingerboard heeft vijfentwintig of zesentwintig verstelbare gut frets.

Cittern is made entirely of wood, unlike the Persian lute which has a membrane stretched across the body. Cister is geheel van hout, in tegenstelling tot de Perzische luit die een membraan gestrekt in de hele lichaam.

Unlike the Persian lute, the cittern player plucks the strings with the nail of the index finger, instead of using a plectrum. In tegenstelling tot de Perzische luit, cister de speler plucks de snaren met de nagel van de wijsvinger, in plaats van met behulp van een plectrum.

Mohsen Rasouli, a professional lute and cittern maker, says materials used in making Iranian traditional instruments are all natural. Mohsen Rasouli, een professionele luit en cister maker, zegt materialen die zijn gebruikt bij het maken van Iraanse traditionele instrumenten zijn alle natuurlijke.

He explains "its neck area which is white, is made of animal bone or in cittern, camel bone. The cover on the face of cittern and over the bowl-shaped area is made of lamb skin." Hij legt uit "haar nek gebied dat is wit, is gemaakt van dieren beenderen of in cister, kamelen bot. De dekking op het gezicht van cister en over de schaal-vormige ruimte wordt gemaakt van lamsvlees huid."

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 4:36 قبل از ظهر  توسط شباب  | 

Iran Traditional Music Booming

Iran Traditional Music Booming

TEHRAN (FNA)- Traditional Persian music continues to attract large audiences in Iran, as master craftsmen continue to make traditional instruments by hand, helping to preserve this important part of Persian culture.



Iranian traditional music has a long history, dating back thousands of years, and is closely linked to Iran's world-famous literature and poetry.

Iranian music with its unique instruments is usually performed by small bands which typically consist of the lead singer, and one or two accompanying musicians playing melodic instruments.

Traditional instruments include the Persian lute (Tar), cittern (Setar), Iranian traditional flute (Ney) as well as a traditional rhythmic instrument, such as the Dombak (a single drum and chief percussion instrument of Persian classical music), or Daf (Iranian ancient frame drum).

Mohsen, an Iranian musical instruments seller and music lover, says the music of Iranian traditional instruments is unique.

Keyvan Saket is a well-known teacher of the cittern and lute. He says that western music has reached to its limits in producing new masterpieces and now music from Iran and other oriental countries can fill the gap.

He says Iranian artists can deeply express all their feelings and emotions when they play and he says that this expression can not be easily achieved by western music.

Among Iran's traditional musical instruments, the Persian lute and cittern are most popular.

The Persian lute (Tar) is a fretted lute with six strings and has a long neck and a double bellied sound box, over which is stretched a thin lamb skin membrane.

The long fingerboard has twenty-two to twenty-eight adjustable gut frets (adjustable ridges).

Persian Lute's range is about two and a half octaves, and the instrument is played with a plectrum (similar to a guitar plucker).

The Persian cittern (Setar) is a four stringed lute. Its fingerboard has twenty-five or twenty-six adjustable gut frets.

Cittern is made entirely of wood, unlike the Persian lute which has a membrane stretched across the body.

Unlike the Persian lute, the cittern player plucks the strings with the nail of the index finger, instead of using a plectrum.

Mohsen Rasouli, a professional lute and cittern maker, says materials used in making Iranian traditional instruments are all natural.

He explains "its neck area which is white, is made of animal bone or in cittern, camel bone. The cover on the face of cittern and over the bowl-shaped area is made of lamb skin."

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 4:8 قبل از ظهر  توسط شباب  | 

نیایش دکتر علی شریعتی

خدایا: به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ، بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است، حسرت نخورم، و مُردنی عطا کن که، بر بیهودگیش، سوگوار نباشم.بگذار تا آن را، خود انتخاب کنم، اما آنچنان که تو دوست می داری.

قسمتی از نیایش-  علی شریعتی


تو می دانی و همه می دانند که زندگی از تحمیل لبخندی بر لبان من ،از آوردن برق امیدی در نگاه من ،از برانگیختن موج شعفی در دل من عاجز است .


    تو می دانی و همه می دانند که شکنجه دیدن بخاطر تو ،زندانی کشیدن بخاطر تو و رنج بردن به پای تو تنها لذت بزرگ زندگی من است ،از شادی توست که من در دل می خندم،از امید رهایی توست که برق امید در چشمان خسته ام می درخشد و از خوشبختی توست که هوای پاک سعادت را در ریه هایم احساس می کنم . نمی توانم خوب حرف بزنم . نیروی شگفتی را که در زیر کلمات ساده و جمله های ضعیف و افتاده پنهان کرده ام دریاب،دریاب.


من ترا دوست دارم ،همه زندگی ام و همه روزها و شبهای زندگی ام بر این دوستی شهادت می دهند،شاهد بوده اند و شاهد هستند.
آزادی تو مذهب من است ، خوشبختی تو عشق من است ،آینده تو تنها آرزوی من است.


اگر تنها ترین تنها شوم، باز خدا هست، او جانشین همه نداشتن هاست.نفرین و آفرین ها بی ثمر است.اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند و از آسمان، هول و کینه بر سرم ببارد، تو مهربان و جاودان آسیب نا پذیر من هستی.ای پناهگاه ابدی! تو می توانی جانشین همه بی پناهی ها شوی.


-----------------------------------------


 خدایا: به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ، بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است، حسرت نخورم، و مُردنی عطا کن که، بر بیهودگیش، سوگوار نباشم.بگذار تا آن را، خود انتخاب کنم، اما آنچنان که تو دوست می داری.


خدایا: تو، چگونه زیستن را به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت.


خدایا: مرا از این فاجعه پلید مصلحت پرستی که چون همه گیر شده است، وقاحتش از یاد رفته است و بیماری شده است که، از فرط عمومیتش، هر کس از آن سالم مانده باشد بیمار می نماید مصون بدار، تا، به رعایت مصلحت، حقیقت را ذبح شرعی نکنم.
خدایا:مرا به ابتذال ارامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ، غمهای ارجمند و حیرتهای عظیم به روحم عطا کن.لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیز بر جانم ریز.


خدایا رحمتی کن تا ایمان ، نام ونان برایم نیاورد ، قوتم بخش تا نانم را وحتی نامم را در خطر ایمانم افکنم تا از آنها باشم که پول دنیا را می گیرند و برای دین کار می کنند نه از آنها که پول دین را می گیرند و برای دنیا کار می کنند . 


خدایا:عقیده مرا ازدست " عقده ام"مصون بدار.
 خدایا:به من قدرت تحمل عقیده "مخالف" ارزانی کن.
 خدایا:رشدعقلی وعلمی، مرا از فضیلت "تعصب" "احساس" و "اشراق" محروم نسازد.
 خدایا:مرا همواره آگاه وهوشیار دار تا پیش ازشناختن درست وکامل کسی یا فکری مثبت یا منفی قضاوت نکنم.
 خدایا:جهل امیخته باخودخواهی و حسد مرا رایگان ابزار قتاله دشمن برای حمله به دوست نسازد.
 خدایا:شهرت، منی را که:"میخواهم باشم" قربانی منی که " میخواهند باشم" نکند.
خدایا:مرا در ایمان  اطاعت مطلق بخش تا در جهان عصیان مطلق باشم.
خدایا:به من « تقوای ستیز» بیاموز تا درانبوه مسئولیت نلغزم و از تقوای پرهیز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم.
خدایا:به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن، بی همراه؛ جهاد، بی سلاح؛ کار، بی پاداش؛ فداکاری درسکوت؛ دین،بی دنیا؛ مذهب، بی عوام؛ عظمت، بی نام؛ خدمت، بی نان؛ ایمان، بی ریا؛ خوبی، بی نمود؛ گستاخی، بی خامی؛ قناعت، بی غرور؛ عشق، بی هوس؛ تنهایی در انبوه جمعیت؛ و دوست داشتن، بی آنکه دوست بداند؛ روزی کن.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 2:43 قبل از ظهر  توسط شباب  | 

مختصري از تاريخچه ي موسيقي ايران

 

بزرگان موسیقی سنتی ایران * * www.afarideh4.blogfa.com

 


قبل از بررسي خلاصه وار تاريخ موسيقي ايران بايد به چند نكته توجه كرد: اول آنكه ايران باستان كشوري پهناور بوده كه حدودا شامل ۳٠ كشور امروزي بوده است و به طبع داراي اقوام، مذاهب و فرهنگهاي گوناگوني بوده اند. پس ما نبايد منتظر فرهنگي يك پارچه باشيم زيرا اين اقوام در كنار هم و به كمك دستاوردهاي يكديگر به پيشرفت و تكامل رسيده اند، نه هر كدام به تنهايي. پس همه دستاوردهاي اين خطه بزرگ را هر كدام از اين اقوام مي توانند از آن خودبدانند. در دوره بعد از فتح ايران بدست اعراب و مسلمان شدن ايرانيان چون اعراب داراي فرهنگي غالب نبودند، از لحاظ فرهنگي مغلوب ايرانيان شدند و فرهنگ برتر ايرانيان را پذيرفتند و در راستاي شكوفايي آن باديگر اقوام كه مغلوب اعراب مسلمان شده بودند كوشيدند و از اين فرهنگ ايراني فرهنگ اسلامي را به وجود آوردند كه پايه واساس آن همان فرهنگ ايران باستان بود.
در سده هاي اول فرهنگ اسلامي يعني تاحدود دوران خلافت عباسيان يك فرهنگ واحد در سراسر اين سرزمينهاي اسلامي وجود داشت و از آن زمان به بعد بود كه سرزمينهاي اشغالي مستقل شدند و هر كدام باتوجه به ريشه فرهنگي يكسان رنگ و بوي منطقه و قوميت خود را به اين فرهنگ مادر بخشيدند و بخاطر همين امر است كه وجوه مشترك فرهنگي هنري زيادي دز ميان كشورهاي مسلمان وجود دارد كه اغلب مستشرقين به اشتباه اين وجوه مشترك را اخذ شده از فرهنگ عرب مي دانند كه اين امر نيز حاصل سطحي نگري به تاريخ و فرهنگ اين سرزمينها است.
تاريخ موسيقي ايران زمين را مي توان به دو بخش اصلي تقسيم كرد، آن دو بخش عبارتند از :

الف: دوران پيش از اسلام

ب: دوران بعد از سلام


در بررسي دوره پيش از اسلام منابع معتبر ما كه همان حجاري ها و مجسمه ها و نقوش روي ظروف بدست آمده مي باشد كه از ١٥٠٠ قبل از ميلاد مسيح آغاز مي شود. از مجسمه هاي بدست آمده در حيطه قلمرو ايران باستان كه در شوش بدست آمده، سازي شبيه تنبور امروزي مشاهده مي شود كه نمايانگر يك ساز ملوديك در آن زمانها است. درحجاريهاي طاق بستان گروه نوازندگان چنگ نواز و سازهاي بادي نيز مشاهده مي شود. بيشتر اطلاعات ما از دوران پيش از اسلام ايران زمين محدود به كتب تاريخي و اشعار سده هاي اول دوران اسلامي است. در هر حال ما اطلاعي از موسيقي كاربردي و نحوه اجراي دقيق موسيقي در آن دوران نداريم. اما در دوره بعد ازفتح ايران توسط اعراب تا آخر دوره خلفاي راشدين كه در سده اول حكومت اسلامي حكمراني مي كرده اند (از سال يازده تا چهل و يك هجري قمري) انواع موسيقي ممنوع بود. با به روي كار آمدن بني اميه حدودا موسيقي آزادي بيشتري پيدا كرد و از اين دوران تا دوران خلفاي عباسي دوره اوج شكوفايي موسيقي نظري و عملي ايران و اسلام است كه در اين دوران كساني چون فارابي، ابن سينا، خواجه نصيرالدين طوسي، ابن زيله، صفي الدين ارموي، عبدالقادر مراغي، و افراد بيشمار ديگري در موسيقي عملي و نظري ظهور كردن كه كتب و رساله هاي آنها در موسيقي موجود است. در هر حال با ظهور تشيع در ايران و به روي كار آمدن شاهان صفوي موسيقي در ايران رنگ و بوي ديگري به خود گرفت و از موسيقي كه در دوران اسلامي كاربرد داشت جدا شد و رنگ ايراني اين موسيقي بيشتر شد تا در دوره قاجاريه اين روند به اوج كمال خود رسيد و سيستم ديگري كه بنام دستگاه در دوره صفويه ظهور كرده بود، كامل شد و توسط نوارندگان چيره دست آن زمان به صورت شفاهي به شاگردان سازهايي از قبيل تار، سه تار، كمانچه، ني و سنتور انتقال پيدا كرد و در همين دوران قاجاريه بود كه خط نت امروزي به ايران راه يافت و سنت شفاهي اساتيد موسيقي ايران كه بنام رديف است به خط نت در آمد.

منبع: www.Afarideh4.Blogfa.Com

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 4:11 قبل از ظهر  توسط شباب  | 

اختراع دوربینی کوچک و انعطاف پذیر با الهام از چشم انسان

محققان موفق به تولید دوربینی کوچک و قابل اعطاف شدند که عرض آن 2 سانتیمتر بوده و دارای یک لنز ساده و مقعر است.


این دوربین که از چشم انسان الهام گرفته است، به وسیله قرار گرفتن گیرنده های حساس به نور بسیار کوچک در یک غشا نرم و قابل انعطاف ساخته شده است که در آینده برای تشخیص بیماری در بدن انسان نیز استفاده خواهد شد.

این گیرنده های حساس به نور که عملکردی شبیه به گیرنده های دوربینهای دیجیتال دارند از یک صفحه نیمه هادی سخت و صاف که دارای میلیونها پیکسل است تشکیل شده است.

محققان دانشگاه ایلینویز و گروهی از مهندسین مکانیک دانشگاه نورث وسترن در پی تحقیقات خود این گیرنده ها را به قطعات کوچکی که "چیپلت" خوانده می شوند تبدیل کردند. سپس قطعات همجوار را به کمک کوچکترین کابل دنیا، به ضخامت یک میکرون به شکل دایره به یکدیگر وصل کردند. به این شکل در صورت فشرده شدن دایره ،کابل، ارتباط الکترونیکی را حفظ کرده و به چیپلتها این اجازه را می دهد که هماهنگ با قطعات مجاورشان حرکت کنند.

محققان پوسته کشسان و منعطفی را به وجود آورده و دایره شبکه مانند را درون آن قرار دادند. پوسته منعطف به دوربین این قابلیت را می دهد که در صورت کش آمدن و تغییر شکل دادن تصویری واضح به وجود بیاورد.

بر اساس گزارش بی بی سی، دکتر جان راجرز که این تحقیقات را رهبری می کند گفت: این اولین باری است که قطعات سخت نیمه هادی الکترونیکی با یک سطح کاملا انعطاف پذیر ادغام می شوند. کاربرد این تکنولوژی انعطاف پذیر بسیار گسترده خواهد بود. گیرنده های این دوربین می تواند توسط هر نوع دیگری از گیرنده ها جایگزین شود و به طور یکپارچه درون بدن انسان قرار گیرد.

 این گروه هم اکنون بر روی ابزار مشابهی که در آن الکترودها جایگزین چیپلتها خواهند شد کار می کنند تا بتوانند این ابزار را درون مغز افراد مبتلا به صرع ،جهت اخطار قبل از آغاز حمله عصبی ناگهانی، قرار دهند. این ابزار همچنین می تواند به وسیله فرستادن سیگنالهای الکترونیکی به عنوان دستگاه تنظیم ضربان قلب در بدن انسان استفاده شود.

منبع: http://www.amvaj-e-bartar.com

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 3:58 قبل از ظهر  توسط شباب  | 

WiTricity

WiTricity: "وداع با سیم برق"


در دنیایی که روز به روز بیشتر و بیشتر به تجهیزات الکترونیکی قابل حمل وابسته می شود، یکی از مشکلات بزرگ، خالی شدن شارژ باتری این قبیل تجهیزات در نامناسب ترین مواقع ممکن است. از دست دادن یک مکالمه مهم، عدم امکان ضبط یک مصاحبه، قطع ارتباط لپ تاپ با اینترنت، همه و همه بدلیل خالی شدن شارژ باتری. بی تردید همه ما چنین مواردی را تجربه کرده ایم.

اما تجربه ای مشابه برای پروفسور مارین سولیاچیچ Marin Soljacic به منزله جرقه ای برای شکل گرفتن و عملی شدن یک ایده بزرگ بود: "برق بی سیم"

روز هفتم ژوئن، تیمی از دانشگاه MIT به سرپرستی پروفسور سولیاچیچ رسماً اعلام کرد که موفق شده از فاصله دو متری و بدون هر نوع "اتصال فیزیکی"، یک لامپ 60 وات را روشن کند. سیستم مورد استفاده آنها، تنها از دو سیم پیچ مسی "مرتعش" به قطر 60 سانتیمتر تشکیل شده بود!  آنها نام این پدیده را WiTricity (مخفف Wireless Electricity به معنای برق بی سیم) گذاشتند.

WiTricity

چند سال پیش، پروفسور مارین سولیاچیچ استاد فیزیک موسسه تکنولوژی ماساچوست MIT که بارها با مشکل خالی شدن شارژ باتری تلفن همراه خود مواجه شده بود،‌ تصمیم گرفت که بطور جدی بر روی ایده انتقال انرژی الکتریکی بدون استفاده از سیم (Wireless) کار کند.

این ایده البته چندان جدید نبود. درحقیقت نیکلا تسلا (Nikola Tesla)، مهندس، دانشمند و مخترع پیشرو و خوشفکر قرن نوزدهم از اولین کسانی بود که به این فکر افتادند. او حتی قصد داشت ایده خود را با آنتنی به ارتفاع 29 متر در لانگ آیلند نیویورک آزمایش کند؛ اما بدلیل تامین نشدن منابع مالی مورد نیاز، موفق به اینکار نشد.

اما این به معنای فراموش شدن اصل ایده نبود. از آن زمان تا کنون و خصوصاً با فراگیر شدن برق و تجهیزات برقی، دانشمندان و مهندسان زیادی بر روی این ایده و عملی کردن آن کار کرده اند. آنها عمدتا بر روی دو طرح مختلف کار می کردند:
الف- فرستنده های همه جهته

       این فرستنده ها بدلیل آنکه امواج الکتریکی را در همه جهات ارسال می کردند، از بازدهی بسیار پائینی برخوردار بودند و بخش عمده انرژی ارسالیشان تلف می شد. ضمن آنکه احتمال ایجاد خطر هم منتفی نبود.

ب- فرستنده های جهت دار

       در این سیستم ها امواج انرژی به سمت یک جهت خاص ارسال می شوند- درست مانند لیزر. اما همین موضوع، محدودیت بزرگی را ایجاد می کند؛ چراکه الزاماً باید بین فرستنده و گیرنده، "دید مستقیم" وجود داشته باشد. در نتیجه برای یک وسیله متحرک مانند تلفن همراه یا کامپیوتر لپتاپ مناسب نیستند.

اما پروفسور سولیاچیچ ایده دیگری داشت:

آنتن های "لرزان"

ایده سولیاچیچ بر پایه برخی از ساده ترین مفاهیم فیزیک شکل گرفته بود؛ آنقدر ساده که به گفته پروفسور جان پندری John Pendry از کالج سلطنتی لندن "هیچ نکته خاصی در این طرح وجود ندارد که مانع از این بوده باشد که مثلاً 10 یا 20 سال پیش بر روی آن سرمایه گذاری شود".

اما همانطور که یکی از همکاران سولیاچیچ می گوید، موضوع تنها "زمان" بوده است. در حقیقت در سالهای گذشته، عملاً نیاز به چنین سیستمی آنچنان احساس نمی شد؛ اما با افزایش روزافزون تجهیزات الکترونیکی قابل حمل، این موضوع اهمیت ویژه ای پیدا کرد

طرح سولیاچیچ بر مفهوم فیزیکی "تشدید" یا "رزونانس" استوار است؛ پدیده ای که باعث می شود هنگامی که انرژی با فرکانس خاصی به جسمی منتقل شود، آنرا به ارتعاش در آورد. نکته اصلی آنست که اگر دو جسم دارای رزونانس یکسان باشند، با یکدیگر تبادل انرژی می کنند، بدون آنکه بر روی سایر اشیای محیط، تاثیری بگذارند.

مثال معروفی در این مورد وجود دارد: چنانچه در اتاقی صدها لیوان مشابه وجود داشته باشند که هریک به میزان متفاوتی حاوی آب باشند، اگر خواننده ای یک نت موسیقی را با صدای بلند اجرا کند، یکی از لیوان ها که با صدای او فرکانس مشابهی داشته باشد، خواهد "ترکید". علت این موضوع، انباشت انرژی حاصل از رزونانس در آن لیوان خاص است؛‌ اما برای سایر لیوان ها هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.

در طرح پروفسور سولیاچیچ، بجای رزونانس صوتی از رزونانس فرکانس های بسیار پائین امواج الکترومغناطیسی استفاده می شود. در سیستم آزمایشی، دو سیم پیچ مسی، هر‌یک به قطر 60 سانتیمتر و به فاصله دو متر از یکدیگر و بدون هرگونه اتصال فیزیکی، وجود دارند. سیم پیچ اول به منبع برق متصل بوده و به عنوان "فرستنده" استفاده می شود و سیم پیچ دوم در نقش "گیرنده" به یک لامپ 60 وات متصل است. حال با به ارتعاش درآوردن هر دو سیم پیچ یا یک فرکانس یکسان و ایجاد پدیده رزونانس، ولتاژ بیشتر و بیشتری از سیم پیچ اول به گیرنده منتقل شده و لامپ را روشن می کند.

"ایمن"

یکی از مهمترین مزایای طرح تیم MIT، عدم نیاز به "دید مستقیم" بین دستگاه های گیرنده و فرستنده است. در نمونه آزمایشگاهی، اشیایی از قبیل چوب، فلز، تجهیزات الکترونیکی و حتی کارت های اعتباری را بین دو سیم پیچ قرار دادند؛ اما هیچ یک از اینها، مانع انتقال انرژی بین گیرنده و فرستنده نشدند و خود نیز،‌ هیچ تاثیری از این انرژی انتقالی نگرفته و آسیب ندیدند.

بدن انسان و سایر موجودات زنده برخلاف حساسیت بالا نسبت به میدان های الکتریکی، در مقابل میدان های مغناطیسی هیچ حساسیتی ندارند. از اینرو به گفته پروفسور سولیاچیچ، این سیستم که بر اساس "کوپلینگ مغناطیسی" بنا شده، "هیچ خطری" برای سلامتی انسان ندارد.

از دیگر مزایای WiTricity – که در سلامتی انسان و محیط زیست هم تاثیر زیادی خواهد داشت- آنست که چنانچه موبایل ها و سایر تجهیزات الکترونیکی بتوانند انرژی مورد نیاز خود را از "هوا" دریافت کنند، دیگر نیازی به باتری های شیمیایی – که حاوی آلاینده ها و مواد سمی هستند- نخواهد بود.

البته هنوز تا رسیدن به این نقطه، ‌چند سالی فاصله داریم. هم اکنون بازده سیستم آزمایشی بین 40 تا 45 درصد است که برای استفاده فراگیر از آن مناسب نیست. به گفته سولیاچیچ برای اینکه این سیستم بتواند جایگزین شارژرها و باتری های شیمیایی کنونی شود، باید بازده آن به دوبرابر میزان کنونی افزایش یابد.

اما سولیاچیچ کاملاً امیدوار است: "ما کاملاً به تئوری مان ایمان داشتیم، اما باید در عمل هم آن را می آزمودیم که موفق هم شدیم. اعداد و ارقام حاصله، چندان از مقادیر مورد نیاز و کاربردی دور نیستند". وی معتقد است که همه اصلاحات مورد نیاز، بخوبی قابل دستیابی اند و قدم بعدی، تغدیه یک وسیله کوچک مثل لپتاپ یا یک روبات جاروکش خواهد بود.
سولیاچیچ می گوید: "اکنون هدف ما، کم کردن ابعاد سیم پیچ ها، افزایش برد آنها و نیز بالا بردن بازدهی کل سیستم است". هدفی که به گفته همکارانش، ظرف سه تا پنج سال آینده، عملی خواهد شد.

طرح میان متن از بی بی سی انگلیسی
عکس ها از : سایت دانشگاه MIT

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 2:57 قبل از ظهر  توسط شباب  | 

همایون شجریان و لحن مستقل

عکس: حسین کاویانپور - استکهلم

«بیان و لحن مستقل» در اینجا، به این معنی است که یک شاگرد و رهرو هنر، پس از مرحله‌ی آموزش و تقلید، بدان توانمندی رسیده باشد که از خلاقیت درونی خویش بهره جسته و در یک کلام، خودش باشد و حرف خود را بزند. چنین مرام و طرز تفکری، سرچشمه‌ی شکوفایی‌ها و ابداعات فراوانی برای هنر و هنرمندان خواهد شد. یک هنرمند واقعی و تمام ‌عیار همچون عصاره‌ای است از جمیع نقاط قوت و نکته‌های مثبت و لطیفی که در رشته‌ی تخصصی وی قرار دارد.

البته افرادی که به‌طور خاص، صرفاً در یک زمینه‌ی مشخص فعالیت کرده و مسیر کارشان به‌گونه‌ای‌ست که لازم است مثلاً برای حفظ یک اثر تاریخی و جلوگیری از نابودی آن، دقیقاً عین همان‌را اجرا نمایند و مسائلی از این قبیل ؛ کار ارزشمند آنها از مبحث طرح‌شده در این نوشتار جدا می‌باشد. منظور ما هنرمندانی هستند که در مسیری کلی و همه‌جانبه فعالیت نموده و آثار بر جای‌مانده از آنان گواه این مرام هنری می‌باشد.

با پیگیری خط هنری در آثار و فعالیت‌های همایون شجریان، در می‌یابیم که او خود را در ابتدای این راه قرار داده است. وی هر چند که به‌طور طبیعی، هنوز متأثر از سبک و سیاق آوازی پدر (و استاد خویش) می‌باشد؛ اما نسبت به بسیاری دیگر از هم‌قطارهای خویش استقلالی فزون‌تر و جرئتی بیشتر در دستیابی به لحن ویژه و مستقل موسیقایی به‌خرج داده است. هر چند که برخی رسانه‌ها سعی در به‌سادگی عبور کردن و کم‌رنگ نمودن این موفقیت وی داشته، و شباهت ژنتیک صدای همایون به پدر خویش را به «دنباله رویِ صرف» نسبت می‌دهند! و همایون هم از روی تواضع به این حواشی توجهی ننموده و پاسخی نمی‌دهد. اما ما در این مقاله برآنیم با واکاوی مسیری که تا به‌حال همایون شجریان طی نموده، خلاف این مدعا را ثابت نماییم. و از یک سو، هم به طرح مباحث بنیادین گریزی می‌زنیم و هم به واقعیت سیاق هنری همایون اشارتی خواهیم نمود.

همایون شجریان سعی نموده که در عرصه‌ی خوانندگی به بیان ویژه و لحن مختص به خویش برسد و صدای پخته و دلنشین او تمبر شنیداری خود را داشته باشد. در شرایطی که در حدود دو-سه دهه‌ی اخیر بسیاری از صاحب‌نظران، یکی از مسائل اصلی در زمینه‌ی آسیب‌شناسی آواز ایرانی را مسئله‌ی تقلید صرف و تک‌بعدی بودن شیوه‌ی آوازخوانی عنوان و ارزیابی نموده‌اند؛ در نتیجه همین که خواننده‌ای این شهامت را داشته باشد که در فعالیت‌های خویش، راهی مستقل (ولو همراه با آزمون و خطا) را در پیش گیرد، کاری بجا و حرکتی در خور تقدیر را انجام داده است.

گزیده‌ی مقاله

از جمله خوانندگان نسل جوان که تا حدودی در این مسیر در حال پیشروی هستند، «مرتضی فلاحتی» (خواننده‌ی گروه استاد ذوالفنون)، محمد معتمدی (خواننده‌ی گروه شیدا) و همایون شجریان می‌باشند. در مورد همایون باید گفت که وی در میان شاگردان محمدرضا شجریان، از جمله معدود کسانی بوده که به‌سمت رسیدن به لحن مستقل حرکت نموده است.

البته این مقوله فقط در خوانندگی وی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه چنین طرز فکری را در تنبک‌نوازی‌های همایون نیز می‌توان مشاهده نمود. او تنبک را با بهره‌مندی از همه‌ی شیوه‌های موجود در این عرصه و در نهایت با نوای مختص به خویش (که نشئت‌گرفته از ذهنیت درونی و استمداد از سرپنجه‌های خوش‌نوازش می‌باشد) به‌زیبایی و با لحن خاص خویش می‌نوازد.

مهم‌تر از موارد فوق، در مورد همایون آنچه که به‌زعم نویسنده از اهمیت بالاتری برخوردار می‌باشد، جهت‌گیری‌هایی است که در چهار-پنج سال اخیر (یعنی پس از ارائه‌ی اولین آثار مستقل) از سوی وی صورت گرفته است. این جوان خوش‌آتیه در پنج آلبومی که به‌صورت مستقل منتشر گردانید، در هر کدام از این آثار، مسیری خاص و فرمی متفاوت با همدیگر را ارئه نمود. بدین ترتیب و به گفته‌ی خودش، از پایبندی و اکتفا نمودن به یک فرم واحد و مشخص اجتناب نموده است.

مع‌هذا درست در همین نقطه است که باید اشاره نماییم، همایون شجریان اکنون در مرحله‌ای مهم قرار گرفته است. بررسی خط سیر کلی حرکت او در عرصه‌ی هنر موسیقی، از انتشار اولین آلبوم مستقل گرفته تا کارهای بعدی و از همکاری‌هایش با استاد محمدرضا درویشی در گروه عبدالقادر مراغه‌ای و علاقه نشان دادن به فعالیت‌های فرهنگی و احیای گنجینه‌های تاریخی این سرزمین گرفته، تا انجام اولین کنسرت مستقل با گروه دستان در زمستان سال گذشته ؛ همه‌ی این فعالیت‌ها به‌صورت کلی، چه از لحاظ جهت‌گیری‌های دقیق و حساب‌شده و چه از لحاظ نزدیک و نزدیک‌تر شدن به لحن مستقل و تمبر خاص شنیداری، از کیفیتی دل‌پذیر و سیری روشن و امیدوارکننده برخوردار بوده است.

و اما اینکه عرض نمودیم «مرحله‌ی مهم و خطیر» بدان دلیل که باید توجه داشت هر چند حرکت در مسیر خلاقیت، نوآوری و شجاعت، در فعالیت‌های مستقل به‌همراه دوری جستن از در افتادن در حصار تکرار و تقلید، امری بجا و مورد تأیید همگان می‌باشد؛ اما اصرار بر رهایی صد در صد از تجربیات تاریخی گذشتگان و پافشاری بر نوآوری‌های شتابزده برای رهایی از حصار فرض‌شده‌ی ذهنی و احتمالی نیز، ممکن است به‌طور ناخواسته یک حصار جدید و تازه را برای هنرمند به‌وجود بیاورد. (به‌طوری که برخی از اهل نوآوری را در سال‌های دور و نزدیک می‌توان در این حیطه مشاهده نمود).

این است که عرض نمودیم این مرحله از اهمیت خاصی برخوردار می‌باشد. و البته با هوش و فراستی که تا به‌حال در روند حرکت همایون شجریان مشاهده کرده‌ایم، باور داریم که او به لطف حق از این برهه نیز با موفقیت عبور خواهد نمود...

 

منبع: http://homayounshajarian.blogfa.com/post-141.aspx

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 11:50 قبل از ظهر  توسط شباب  | 

احساس وظیفه

شما خجالت نمیکشی؟ بله با شما هستم خودتو به اون راه نزن الکی هم از خودت دفاع نکن شما مقصر هستی. لا اقل از چهره این پیر مرد خجالت بکش. چرا؟  چون آشششششغال ریختی تو باغ این پیرمرد بنده خدا در باغشو باز گذاشته واسه همه که بیانو لذت ببرن اونوقت شما میای و ... اگر هم لطف کردی آشغال نریختی احساس وظیفه نکردی یعنی چی یعنی گفتی:" خب اینجا آشغال ریخته به من چه که آشغال ریخته اونا که ریختن خیلی بدن!" پیرمرد میگفت:"من هفته ای یه بار میام آشغالا رو جمع میکنم ولی یه هفته نتونستم بیام  یه نگاه به باغ بندازید ببینید چه خبره هر هفته یه سری آدم که ادعای داشتن فرهنگ دارن میان اینجا ولی اینارو از خودشون جا میذارن آخه این درسته؟ " ........و من جوابی نداشتم بدم بنده خدا هیچ توقعی هم از بابت آشغال جمع کردن نداشت فقط میگفت آشغال نریزید آخر سری هم از اینکه بهش کمک کردم تا اشغالا رو جمع کنه کلی تشکر کرد حالا شما هم لطف کنید به جای خجالت کشیدن احساس وظیفه کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 1:53 قبل از ظهر  توسط شباب  | 

سلام

من اومدم!

البته قبول دارم که گفته بودم ۱ تیر میام ولی خب حالا هم زیاد با  ۱ تیر فرقی نداره!!

در این مدت که نبودم فعالیت هاتون خوب بوده و جا داره همین حالا از پست های فوق العاده احمد اسدی و نظرات طوفانی آقا کریم همچنین از فعالیت های شبانه روزی ممد کارگری و صد البته از پشتیبانی های روحی روانی سید محسن تشکر کنم. از بقیه بچه ها هم بخاطر اینکه اجازه دادن اسمشون سمت راست وبلاگ باشه (با اکراه!!) تشکر میکنم.

راستی من همین جا باید اعلام کنم که مجموعه پست های بقیه به هیچ عنوان ارزش حتی یکی از  پست های منو نداره!!! چونکه پست های من ضریب بدی آب و هوا میخوره! البته به غیر از این پست آخری چون دیگه تهرانم.

مطلب دیگه در مورد آقا پویاست :

آقا پویا شما اومدی یه پست دادی در مورد کلاس مدیریت .. خب عزیز من بیشتر توضیح بده ببینیم به چه درد ما میخوره یه خورده سلیقه به خرج بده و منو ترغیب کن ( اگه راست میگی!)  اصلا ببینم خودت میری یا نه؟ پیشنیاز داره؟ به درد یه مهندس برق میخوره؟  

 همین فقط اومدم یه پست دادم تا ابراز وجود کنم!

ایها الناس من هستم چون پست میدم!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 3:19 بعد از ظهر  توسط شباب  | 

قرآن شجریان

سلام امروز ميخوام ۲ آلبوم زيبا و متفاوت از استاد محمدرضا شجريان رو معرفي کنم. در اين آلبوم استاد به ياد و براي پدرش قرآن تلاوت ميکنه :


 


آلبوم " به یاد پدر 1 (تلاوت 1) "
با صدای " محمدرضا شجریان "

The holy quran
sang by Mohammad Reza Shajarian

01 - سوره قصص - 27:37
02 -
سوره بلد - 5:12
03 -
سوره فجر - 11:31
04 -
سوره انعام - 12:56

 
آلبوم " به یاد پدر 2 (تلاوت 2) "
آلبوم " به یاد پدر 2 (تلاوت 2) "
با صدای " محمدرضا شجریان "

The holy quran
sang by Mohammad Reza Shajarian

01 - سوره فتح - 22:55
02 -
دعای ربنا - 4:33
03 -
سوره نمل - 28:50

با صدای " محمدرضا شجریان "


01 - سوره فتح - 22:55
02 -
دعای ربنا - 4:33
03 -
سوره نمل - 28:50

 

براي دانلود به بخش نظرات مراجعه کنيد...


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 9:21 قبل از ظهر  توسط شباب  | 

تنفس با اعمال شاقه!

چهارشنبه گذشته بعدازظهر ساعت ۶ شرایط آب و هوایی بگونه ای دگرگون شد که من احساس گناه کردم و به همین خاطر از خدا طلب فرصت و مغفرت کردم در آن لحظه من فکر کردم به سرنوشت قوم لوت دارم دچار میشم. عکسی که در زیر میبینید روز پنجشنبه هنگام ظهر گرفتم و اصلا و ابدا از هیچ فیلتر و یا پردازش رنگی استفاده نکردم. این وضعیت تا بعد از ظهر جمعه ادامه داشت و به خاطر اون روز پنجشنبه تمام مدارس در تمامی مقاطع و همه ادارات دولتی و بانک ها و مراکز آموزش عالی تعطیل شد. این پدیده در گذشته هم وجود داشت و شاید سالی یکبار اتفاق می افتاد ولی امسال این سومین و یا چهارمین باره که رخ میده بنظر شما علت تشدید این پدیده چیه؟

 دیافراگم : f2.8

سنسور:۱۰MP

شاتر:250

حساسیت:100

لنز:sony-sal 16-80mm f3.5-4.5 carl zeiss

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:56 بعد از ظهر  توسط شباب  | 

اسکار!!!!

شما رو نمیدونم ولی من اولین لحظه ای که شیئ زیر را دیدم فکر کردم برای اولین بار در عمرم از نزدیک جایزه اسکار رو دیدم!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:6 بعد از ظهر  توسط شباب  | 

گل بهار نارنج

سلام

بیکار بودم گفتم یه کاری کرده باشم

البته عکس رو خودم گرفتم با سرعت ۶۰ دیافراگم ۲.۶  حساسیت ۸۰ بدون فلاش و فیلتر فوکوس دستی متمرکز

شما هم اگر خودتون عکس انداختید آپلود کنید با مشخصات کامل تا یه چیزی هم یاد بگیریم...

البته ابعاد عکس باابعاد کامل لود نمیشه نمیدونم چرا؟چرا؟

راستی بخاطر اسم وبلاگ تعدادی از دوستان آلمانی و فرانسوی از وبلاگ دیدن کردند!!!!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 11:42 قبل از ظهر  توسط شباب  | 

مقایسه

سلام به همگی

قبل از هر چیز یه مطلب بگم اونم اینه که من پنجشنبه و جمعه به اینترنت دسترسی ندارم پس از من انتظار نداشته باشید تو این روزا به وبلاگ سر بزنم

از علی تختی هم به خاطر رسیدگی و صفا دادن به وبلاگ تشکر میکنم.

 

این ۲ تا عکس رو در نوروز  خودم گرفتم ولی با یک سال اختلاف زمانی!!

یه خورده دقت کنید به عمق فاجعه پی خواهید برد........

mshabab@gmail.com

mshababzadeh@yahoo.com

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 10:6 قبل از ظهر  توسط شباب  | 

سلام دوستان!

اولا شرمنده از اینکه شما رو توی یه عمل انجام شده قرار دادم امیدوارم به کوچیکی ما ببخشید!

راستی vrienden يعني دوستان البته در زبان آلماني علت استفاده از اين اسم هم رزرو بودن اسم هاي ديگه بود!

اينجا قرار نيست که کار بزرگي کنيم فقط قراره يه جا جمع شيم و هر کس هر چي به ذهنش ميرسه بگه تا دور هم باشيم و از احوال همديگه خبر داشته باشيم

پس درنگ نکنيد اولين چيزي که به ذهنتون ميرسه بنويسيد! (نه هر چي ها!!!)

اگر هم جزو نويسنده ها نيستيد بم ايميل بزنيد تا اضافتون کنم.

 

يا علي

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 2:47 بعد از ظهر  توسط شباب  |